شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى

81

مجمع الاحكام ( فارسى )

كه مردم در ميان آشنايان و دوستان خويش ، و از قوتهاى ذاتى كوكب را است كه در فلك اوج خويش صاعد باشد و مستقيم و سريع السير و مشرق و عرض شمالى دارند . خواجه ابو ريحان از متقدمان نقل مىكند كه كواكب علوى چون مشرق باشند قوىحال باشند و چون مغرب ، ضعيف‌حال ، و كواكب سفلى [ چون ] برعكس اين ، چون مغرب باشند قوىحال باشند و چون مشرق ضعيف حال . اما چون قوت عرضى آن است كه كواكب در وتدى باشند از اوتاد يا در خانه‌اى كه پس از وتد است و قوىترين اوتاد طالع است پس عاشر ، پس سابع ، پس رابع ، و قوىترين خانه‌هاى ديگر يازدهم است ، پس پنجم ، پس نهم ، پس سوم ، پس هشتم « 1 » و ششم و دوازدهم را هيچ اعتبار نيست در اين باب ، و ديگر قوت عرضى « 2 » آن است كه كوكب در خير « 3 » خويش يا فرح خويش باشد . و از جمله قوتهاى كواكب استعلا است و كواكب مستعلى را سه معنى گفته‌اند . يكى آن كه دو كوكب يكى * « 4 » به ذروه فلك تدوير خويش و بيان كردن ذروه فلك تدوير لايق اين كتاب نيست و در كتاب جهان دانش « 5 » بيان كرده است . آن را كه « 6 » * ] به ذروهء فلك تدوير خويش نزديكتر است مستعلى خوانند بر آن ديگر . احمد عبد الجليل از بطليموس معنى مستعلى اين نقل كرده است و بعضى گفته‌اند كه اين حال در فلك خارج فلك مركز معتبر است ، يعنى هر كوكب كه به نقطه اوج خويش نزديكتر بود و اين معنى دوم است استعلا را و معنى سوم آن است كه كوكبى در عاشر كوكبى ديگر افتد ، اين را كه در

--> ( 1 ) . بيستم . ( 2 ) . ح . عرض . ( 3 ) . ح . حين . ( 4 ) . در م . پس از واژه يكى عبارت آن كه در اضافه شده و خط خورده است . ( 5 ) . متون . جهان ذاتش . ( 6 ) . فاصله بين دو ستاره در م . نيست .